مريضي و تب...
گل خوشگل مامان از يكشنبه تب كرد ....بدون خوردن ناهار رفتي خوابيدي....عصري كه بيدار شدي ديدم بدنت گرمه ولي گفتم شايد پتو روت بوده اينجوري شدي ....بعد از چند دقيقه ديدم نه مثل اينكه تب داري و استامينوفن دادم خوردي.....اخر شب باز بدنت داغ شد و تا صبح پاشويه و شربت كه چون شربت استامينوفن اثر نداشت ايبو پروفن ميدادم بهت....فردا صبح برديمت دكتر ....بعداز معاينه دكتر گفت كه چيزيت نيست و گفت ايبو پروفن نده استامينوفن بده....خوب وقتي تب پايين نياد بشينم نگات كنم؟مجبورم ايبوپروفن بدم خوب.....و شربت سفكيبم هم داد البته ميخواست امپول سفترياكسون بزنه كه من ترسيدم و دكتر هم گفت بجاش سفكيبم بدين.....القصه......تب ادامه داشت با شدت هرچه تمامتر...دوساعت بعد ...
نویسنده :
مامانی
9:25








